Loading . . .
 

جدید ترین مقالات

علمي 1396/03/21 - 5:01:52

مقدمه

تنبيه در اصل مجازاتي است در مورد اشخاص خاطي تا او را بياگاهاند و از خطا دورش بدارد و در نهايت به راستي و راه صواب سوقش دهد. تنبيه به دو نحو اعمال مي‌شود: تنبيه بدني و تنبيه اخلاقي. از قديم‌الايام تنبيه بدني بچه‌ها در بين همکلاسي‌ها بيشتر از تنبيه‌هاي ديگر رايج بوده است. امروزه با مخالفتهاي شديدي که مسئولين امور تربيتي ما دارند تنبيه‌هاي بدني به هر شکلي منسوخ و مذموم دانسته شده و بيشتر به تنبيه‌هاي اخلاقي توجه مي‌شود. ما همگي تا به امروز يا تنبيه شده‌ايم و يا اينکه شاهد تنبيه شدن ديگران بوده‌ايم. چه بسا کودکاني که تا به امروز تن و جانشان آزرده ستم با درشتي‌هاي اولياي خود بوده است. غافل از اينکه اين گونه رفتارها چه لطمات جبران ناپذيري به روح آنها وارد ساخته و مي‌سازد.

تنبيه در اعصار و قرون مختلف

تنبيه بخصوص تنبيه بدني به قصد تربيت و اصلاح نسلها و بازداري ايشان از لغزشو خطا از بدو پيدايش جوامع و در دوره‌هاي مختلف به صور گوناگون خود را متجلي ساخته است. موضوع تنبيه کودکان نه منحصر به فرهنگ و جامعه‌اي خاص است و نه مختص به عصر و زمانه‌اي معين. از ابتدايي‌ترين قبايل گرفته تا جوامع پيشرفته امروزي بشر به منظور رسيدن به آسودگيهاي فردي ، از اين شيوه به طرق مختلف استفاده مي‌کرده است.

بسياري از دانشمندان و پژوهشگران قرن اخير تنبيه کردن کودک را ناشي از نازل بودن سطح فرهنگي در بين خانواده‌ها و افراد جامعه دانسته‌اند و بر آن شده‌اند تا با تلاش و کوششي پي‌گير عليه ظلم و بي‌عدالتي در سطحي وسيع‌تر قدم بردارند و تربيتي صحيح و مبتني بر علم ، تعليم و تربيت را جايگزين تنبيه کنند. در اين صورت بايد در تربيت نسل جديد توجه بيشتري نشان دهيم.

اسلام و تنبيه کودک

کودکان امانتهايي هستند از جانب آفريدگار متعال که اول بار بدست والدين سپرده شده‌اند. دين اسلام سفارش مي‌کند تا بزرگترها در برابر کوچکترها بيشتر احساس مسئوليت کنند و حقوق حقه آنها رعايت کنند. تنبيه بدني را اسلام حتي براي حيوانات نمي‌پسندد و ترحم بر آنها را از وظايف و شرايط هر کس مي‌داند. حضرت رسول اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم مي‌فرمايد: در تعليم و تربيت مدارا باشيد و سختگيري ننماييد زيرا معلم دانشمند بهتر از معلمي است که سختگير باشد. در مورد اذيت و صدمه زدن به ديگران حضرت امام صادق عليه‌السلام مي‌فرمايد: هر کس تازيانه‌اي به ديگري بزند خدا تازيانه‌اي از آتش بر او خواهد زد.

دانشمندان و تنبيه

يکي از بنيانگذاران تعليم و تربيت نوين بدون شک آنتوان سيمونوويچ ماکارنکو است که زندگي خود را صرف تربيت بچه‌هاي بزهکار کرد و از ايشان مربياني تربيت کرد که سرپرستي او را بعدها عهده‌دار شدند. برتراند راسل يکي ديگر از مربيان و متفکرين در امر آموزش و پرورش مسائل اجتماعي است. راسل يکي از فيلسوفان بلند پايه قرن با دستاوردهاي فلسفي فراوان و آثاري در زمينه تعليم و تربيت و همچنين مسائل اجتماعي به رشته تحرير درآورد. راسل در کتاب خود مي‌نويسد: تنبيه بدني به هيچ وجه جايز نيست. من بر اين عقيده‌ام که مقام تنبيه در تربيت خيلي ناچيز است و اصلا شک دارم به اينکه تنبيه شديد ضرورتي داشته باشد.

عواقب تنبيه بدني

تنبيه بدني:

  • بچه‌ها را دروغگو بار مي آورد.
  • به حيله‌گري و رياکاري وادار مي‌کند.
  • علاوه بر صدمات جسمي ، رنج و تحقير به دنبال مي‌آورد.
  • سبب ترس و جبن مي‌شود.
  • افسردگي و بيماريهاي عصبي ايجاد مي‌کند.
     
  • بچه‌ها به سمت خود آزاري سوق مي‌دهد.
  • بچه را به ديگر آزاري مي‌کشاند.
  • بچه‌ها را لجباز مي‌کند.
  • کودک را گوشه‌گير مي‌کند.
  • باعث کند ذهني مي‌شود.
  • بچه‌ها را بي‌اراده و نسبت به اطرافيان بي‌تفاوت مي‌سازد.

تنبيه غير بدني و اخلاقي

  • محروم کردن بچه‌ها از تفريح: بچه‌ها علاقه وافري به تفريح و سرگرمي دارند و محروم کردن آنها از اين دلخوشيهاي ساده چندان سزا نيست منتها بايد به بچه آموخت که اگر تکاليفش را انجام دهد اجازه دهد به تفريح و سرگرمي مورد علاقه‌اش بپردازد.
     
  • اگر کودک عمل ناپسندي را براي چندين بار مرتکب شد مي‌توان به عنوان مثال او را موقتا از تنقلات مورد علاقه‌اش محروم کرد.
     
  • از تدابيري که مي‌توان به مثابه توبيخ در مورد کودک روا داشت اين است که موقتا به او بي‌اعتنا بود. منتها اين رفتار را بايد با ظرافت و فراست انجام داد تا کودک فکر نکند که بزرگترها او را طرد کرده‌اند.
     
  • رفتن به مهماني براي کودک مهم است. اغلب وقتي او را به مهماني نبرين متوجه مي‌شود که خطايي از او سرزده، در صورتي که طفل به اشکال کارش پي نبرده باشد بايد به نحوي به او بفماند که چرا به مهماني برده نشده است.

مباحث مرتبط با عنوان

 

علمي 1396/01/16 - 10:01:31

راي اينکه فرزندانتان را با کودکان ديگر مقايسه نکنيد، دلايل زيادي وجود دارد. اين مقايسه چه با خواهر و برادرهاي او باشد و چه با بچه يکي از آشنايان، قرار دادن فرزندتان در معرض اينگونه مقايسات، اعتمادبه‌نفس آنها را به شدت خدشه‌دار کرده و باعث مي‌شود احساس حقارت کنند. باوجود اين، بسياري از والدين وقتي مي‌بينند فرزندشان به خوبي بچه‌هاي ديگر نيست، دست به اين مقايسه‌ها مي‌زنند. در زير به دلايل مهمي اشاره مي‌کنيم که به شما نشان مي‌دهد چرا نبايد فرزندتان را با ديگران مقايسه کنيد.
 

?. بر اعتمادبه‌نفس آنها اثر مي‌گذارد. يکي از مهمترين دلايلي که نبايد فرزندتان را با بچه‌هاي ديگر مقايسه کنيد اين است که بر اعتمادبه‌نفس آنها اثر منفي خواهد گذاشت. آيا دوست داريد خودتان را مدام با ديگران مقايسه کنند؟ بيشتر مشکلات مربوط به ضعف اعتمادبه‌نفس در کودکي ريشه دارد، بنابراين کاري نکنيد که آنها احساس کنند از ديگران پايين‌تر هستند. 
 
?. هر کودکي متفاوت است. هر کودک يک فرد خاص است و استعدادها و توانايي‌هاي خاص خودش را دارد. چه اهميتي دارد که يک کودک در موسيقي استعداد دارد و ديگري ندارد؟ آن کودک ممکن است در ورزش استعدادي فوق‌العاده داشته باشد يا عاشق کتاب خواندن باشد. هيچکدام از اين استعدادها بهتر از ديگري نيست، همانطور که هيچ بچه‌اي از بچه‌اي ديگر برتر نيست. به هيچ عنوان نبايد طوري رفتار کنيد که احساس کنند بايد سعي کنند شبيه ديگران باشند.
 
?. خشم. مقايسات مستقيم باعث عصباني شدن بچه‌ها مي‌شود. وقتي برايشان مشخص مي‌شود که به اندازه کافي خوب نيستند، نه تنها حس تلخي و ناراحتي نسبت به شما پيدا مي‌کنند بلکه نسبت به آن خواهر و برادر و يا دوست هم همين حس ناراحتي و عصبانيت در آنها ايجاد مي‌شود. آيا واقعاً مي‌خواهيد بين بچه‌هايتان خصومت ايجاد کنيد؟ مطمئناً نه. پس از مقايسه کردن آنها با همديگر خودداري کنيد، حتي اگر تصور کنيد متوجه آن نمي‌شوند، چون ممکن است کسي به اطلاع آنها برساند.
 
?. در آنها ماندگار ميشود. شايد تعجب کنيد وقتي بفهميد که خاطرات اين مقايسات تا چه مدت مي‌تواند در ذهن فرزندتان بماند. مدت زماني طولاني بعد از آخرين باري که به خاطر مي‌آوريد به فرزندتان گفته باشيد، «چرا تو نمي‌توني مثل برادرت باشي؟»، فرزندتان به خاطر خواهد داشت که چقدر احساس حقارت کرده است. اين پيام خيلي زود در آنها ماندگار ميشود، حتي اگر واقعاً در آن لحظه منظور خاصي نداشته باشيد. 
 
?. پيش‌گويي کامبخش. اين هم خطراتي دارد. فرزندتان به مرور زمان اين پيام را که به اندازه کافي خوب نيستند جذب کرده و کم‌کم آن را باور مي‌کنند. اگر قرار نيست موفق شويد اصلاً چرا بايد چيزي را امتحان کنيد؟ و اين دقيقاً همان اتفاقي است که مي‌افتد.  با اين روش فرزندتان را فقط براي شکست آماده مي‌کنيد.
 
?. با سرعت خودشان رشد مي‌کنند. دوران کودکي مسابقه‌اي براي اول شدن نيست. بچه‌ها با سرعت خودشان رشد مي‌کنند. اما بيشتر اوقات والدين وقتي مي‌بينند که فرزندشان در همان سن فرزند دوستشان راه مي‌افتد يا به زبان مي‌افتد، نگران مي‌شوند. هيچ برنامه زماني براي رشد کودکان وجود ندارد، به همين دليل هيچ جاي نگراني نيست. مطمئن باشيد که به زمان خودشان رشد خواهند کرد.
 
?. خودخواهي. برعکس اين مقايسات هم همينطور است. عاقلانه است که فرزندتان را به طريق مثبت هم با ديگران مقايسه نکنيد. دوست داريد فرزندتان طوري بزرگ شود که تصور کند از بقيه آدمها برتر است؟ تحسين کردن بچه‌ها کار خوبي است اما بايد مراقب باشيد که به طور مداوم به آنها نگوييد که از بقيه بچه‌ها بهتر و بالاتر هستند. اگر بخواهيد آنها را خودخواه و متکبر بار بياوريد هيچ لطفي در حقشان نکرده‌ايد.
مقايسه کردن فرزندتان با ديگران تصويري منفي از خودشان به آنها مي‌دهد. 
 
پدر يا مادر بودن يک مسابقه نيست و لازم نيست به بقيه والدين نشان دهيد که فرزندتان چقدر بهتر از بقيه است يا نگران باشيد که بقيه بچه‌ها بهتر از بچه شما هستند. فقط بايد با محبت آنها را تشويق کنيد که خودشان را باور داشته باشند و کمکشان کنيد که توانايي‌هاي خودشان را کشف کنند.
شما چطور؟ آيا والدينتان در کودکي شما را با کودکان ديگر مقايسه مي‌کرده‌اند؟ اگر اينطور است، فکر مي‌کنيد اين مقايسه‌ها چه تاثيري بر شخصيت شما داشته است؟
علمي 1395/10/08 - 11:15:17

مقدمه

همه ما با حالت روحي خشم آشنا هستيم و در زندگي بارها آن را تجربه کرده‌ايم. خشم نوعي هيجان روحي است که اغلب بر اثر واکنش شخص نسبت به رفتار ناشايست ديگران بروز مي‌کند. خشم مي‌تواند يک رنجش و ناراحتي زودگذر باشد و يا يک عصبانيت تمام عيار ، در هر حال پديده‌اي کاملا طبيعي است و مانند ساير احساسات نشانه سلامت و تندرستي و عواطف انساني مي‌باشد، اما هنگامي که از کنترل خارج شود، مي‌تواند به يک حس مخرب و ويرانگر تبديل شود و پيامدهاي ناگوار در محيط کار، روابط شخصي و در تمامي عرصه‌هاي زندگي شما بوجود آورد.

خشم و حس خودبزرگ بيني

همچنين خشم مي‌تواند حس خود بزرگ بيني را در شما زنده کند و زودتر ازآنچه تصور مي‌کنيد به سلامت شما آسيب مي‌رساند. متاسفانه خشم براي شما مانند همدم هميشگي است که تمام عمر همراهتان خواهد بود و با هر طغياني ، فشار خونتان را به مقدار قابل توجهي بالا خواهد برد و اين تنها يکي از پيامدهاي زيانبار خشم بر تندرستي شما است. افزون بر اين بايد بدانيد که خشم و عصبانيت همچون زهري است که دائما به درون شما مي‌ريزد. حال ممکن است اين سوال در ذهن شما متبادر شود که خشم چيست؟ و چگونه مي‌توانيد از دست اين پديده رنج آفرين رهايي يابيد؟

خشم چيست؟

خشم يک نوع احساس است که همواره بين دو حالت متغير است. خشم مي‌تواند عصبانيت و ناراحتي جزئي و يا در نوع حاد آن ، واکنشي جنون‌آميز باشد. طبق نظر دکتر چارلز اسپيلبرگر ، خشم نيز احساسي نظير ساير احساسات انسان است که با ويژگي‌هاي روانشناسي اشخاص تغيير مي‌کند. هنگامي که عصباني مي‌شويد آثار فيزيولوژيک خشم در بدن ظاهر مي‌شود، ضربان قلب و فشار خونتان بالا مي‌رود و ميزان ترشح هورمون‌ها نيز افزايش مي‌يابد.

عصبانيت مي‌تواند به دليل حوادث و رويدادهاي بيروني و يا تغييرات دروني باشد. ممکن است شما از شخص خاصي مانند همکاران ، اعضاء خانواده و يا رئيس خود رنجيده باشيد و رفتار آن‌ها باعث عصبانيت شما شده باشد و يا ترافيک و شلوغي شهر شما را خشمگين کند. فکر کردن و نگراني در مورد مسائل و مشکلات روزمره و يا به يادآوردن وقايعي که قبلا باعث خشم و ناراحتي شما شده‌اند نيز از عواملي هستند که مي‌توانند خشم شما را برانگيزند. بيان کردن خشم ، صحبت کردن پرخاشگرانه و عکس‌العمل تند و خشن حالتي غريزي است که اکثر ما هنگامي که خشمگين مي‌شويم، از خود بروز مي‌دهيم.

خشم عکس‌العمل طبيعي در برابر تهديد ، خطر و ... است که به ما اين اجازه را مي‌دهد که در شرايط بحراني از خود دفاع کنيم. بنابراين عصبانيت براي بقا و پايداري انسان‌ها ضروري و اجتناب ناپذير است، ولي نبايد فراموش کرد که برخورد فيزيکي با افراد و مواردي که ما را خشمگين مي‌کنند، از لحاظ قانوني و معيارهاي اجتماعي ناهنجار تلقي مي‌گردد و پيامدهائي منفي خواهد داشت.

سه روش مهم براي برطرف کردن منطقي خشم

سه روش مهم براي برطرف کردن منطقي خشم وجود دارد:

ابراز کردن

ابراز کردن خشم به اين معناست که در بيان خشم خود جسور و منطقي باشيد نه پرخاشگر ، اين روش منطقي‌ترين راهکار براي ابراز خشم است. شما بايد ياد بگيريد که چگونه رفع اتهام کنيد و خود را تبرئه نمائيد و چگونه به اين هدف بدون صدمه زدن به ديگران برسيد. جسور بودن به اين معني نيست که قلدر باشيد و به ديگران زور بگوييد، بلکه به اين معني است که براي خودتان و ديگران ارزش قائل باشيد و با احترام رفتار کنيد و مشکلات‌تان را از راه منطقي حل کنيد.

سرکوب کردن

سرکوب کردن خشم راه حل ديگري است براي مهار عصبانيت و سرکوب خشم و جهت دادن و تبديل آن به رفتارهاي ديگر. راهکار آن هم به اين صورت است که هنگامي که خشمگين مي‌شويد، در مورد موضوعي که باعث خشم شما شده است، فکر نکنيد و بجاي آن به چيزهايي خوب و مثبت بيانديشيد. هدف از اين روش ، مهار خشم شما و تبديل آن به رفتارهاي سازنده است. اما پيامد منفي اين روش ، اين است که اگر عصبانيت خود را ابراز نکنيد، خشم فرو‌خورده در درون شما باقي مي‌ماند و اين خشم دروني مي‌تواند باعث افزايش فشار خون و يا افسردگي شما شود.

از اين رو ، بيان نکردن خشم مي‌تواند مشکلات ديگري را به وجود آورد. افرادي که خشم خود را ابراز نمي‌کنند، نسبت به همه چيز بدبين هستند و با ديگران رفتاري پر از کينه و خصمانه دارند. آنها مرتب ديگران را تحقير مي‌کنند و همه چيز را مورد انتقاد قرار مي‌دهند و معمولا در روابط خود با ديگران دچار مشکل هستند و کمتر رابطه‌اي موفق دارند.

آرام کردن

در نهايت سومين راهکار فرو نشاندن خشم مرحله آرام کردن آن است. در اين حالت با جملات و واژه‌هاي تسکين دهنده خود را آرام کنيد. بنابر اين مي‌توان چنين نتيجه گرفت که شما نه تنها در قبال اعمال ظاهري خود مسئول هستيد، بلکه روحيات دروني خود را هم بايد پرورش دهيد. پس بکوشيد به هنگام خشم خود را تسکين دهيد و احساسات خود را مهار کنيد.

کنترل خشم اين امتياز را دارد که احساسات ناشي از خشم و هم تحريکات جسماني که خشم باعث به وجود آمدن آنها مي‌شود، کاهش مي‌يابد. بي‌ترديد نمي‌توان پيشاپيش حوادثي را که باعث خشم مي‌شوند، از سر راه برداشت و يا از روبه‌رو شدن با آنها اجتناب نمود، شايد نتوانيم آنها را تغيير دهيم، اما مي‌توانيم بياموزيم که چگونه واکنش‌هاي خود را کنترل کنيم.

علمي 1395/08/05 - 9:11:32


دلبستگي عبارت است از پيوند عاطفي عميقي که با افراد خاص در زندگي خود برقرار مي‌کنيم، طوري که باعث مي‌شود وقتي با آنها تعامل مي‌کنيم، احساس نشاط و شعف کرده و به هنگام استرس از اينکه آنها را در کنار خود داريم ، احساس آرامش کنيم. نوباوگان در پايان سال اول زندگي ، به افراد آشنايي که نيازهاي جسماني آنها را برآورده کرده‌اند، دلبسته مي‌شوند.

به بچه‌هاي اين سن نگاه کنيد که چگونه براي توجه خاص ، والدين خود را انتخاب مي‌کنند و روي آنها انگشت مي‌گذارند. براي مثال ، وقتي که مادر وارد اتاق مي‌شود، فرزند او لبخند دوستانه عميقي مي‌زند. وقتي مادر او را بغل مي‌کند، صورت مادر را نوازش مي‌کند، موي او را مي‌کاود و تنگ به او مي‌چسبد. وقتي احساس ترس يا اضطراب مي‌کند، به آغوش او پناه مي‌برد و به او مي‌چسبد.
نظريه فرويد در مورد دلبستگي
فرويد اولين کسي بود که اظهار داشت پيوند عاطفي نوباوه با مادر ، مبناي تمامي روابط بعدي است و پژوهش درباره پيامدهاي دلبستگي ، با ديدگاه فرويد هماهنگ است. اما در مورد دلبستگي ، مجادله نظري شديدي هم صورت گرفته است. نظريه روان کاوي ، تغذيه را شرايط اوليه‌اي در نظر مي‌گيرد که والدين : نوزادان به کمک آن اين پيوندهاي عاطفي را برقراري مي‌کنند رفتار گرايي هم بر اهميت تغذيه تاکيد مي‌کند.

اما به دلايل ديگر ، بنابر توجيه مشهور رفتارگرا ، زماني که مادر گرسنگي بچه را رفع مي‌کند، بچه‌ها ياد مي‌گيرند نوازشهاي نرم ، لبخندهاي گرم و کلمه‌هاي تسلي بخش او را ترجيح دهند. گر چه تغذيه ، زمينه ساز مهمي براي رابطه نزديک است، دلبستگي به ارضاي گرسنگي وابسته نيست.
کردار شناختي دلبستگي
اين روزها ، نظريه کردار شناختي دلبستگي ، مقبول‌ترين نظريه درباره پيوندهاي عاطفي نوباوه با مراقبت کننده است. به عقيده کردار شناختي خيلي از رفتارهاي انسان ، در تاريخ ما به اين علت تکامل يافته‌اند که به بقاي ما کمک مي‌کنند. جان يولبي (1969) که اولين بار اين ديدگاه را در مورد پيوند نوباوه - مراقبت کننده مطرح کرد، از تحقيقات کنراد لورنز در مورد نقش پذيري بچه غازها الهام گرفت او معتقد بود که بچه انسان ، مانند بچه حيوانات ، از يک رشته رفتارهاي فطري برخوردار است که به نگهداشتن والد نزديک او ، کمک مي‌کند و احتمال محفوظ ماندن بچه از خطر را افزايش مي‌دهد. تماس با والد ، ضمنا تضمين مي‌کند که بچه تغذيه خواهد شد، اما برلبي محتاطانه اشاره کرد که تغذيه مبناي دلبستگي نيست. در عوض ، پيوند دلبستگي ، خودش مبناي زيستي قدرتمندي دارد و مي‌توان آن را در بستر تکاملي بهتر شناخت ، بستري که بقاي گونه در آن اهميت بسيار زيادي دارد.
دلبستگي در چهار مرحله ايجاد مي‌شود.
به عقيده بولبي ، رابط نوباوه با والد ، به صورت يک رشته علايم فردي آغاز مي‌شود که والد را به طرف نوباوه مي‌کشاند. به مرور زمان پيوند عاطفي صميمي ايجاد مي‌شود که توانائيهاي جديد شناختي و هيجاني از آن حمايت مي‌کند.
مرحله پيش دلبستگي (تولد تا 6 هفتگي )
انواع علايم فطري ، چنگ زدن ، لبخند زدن ، گريه کردن ، و زل زدن به چشمان والدين به نوزادان کمک مي‌کنند تا با ساير انسانها تماس نزديک برقرار کنند. وقتي که مادرها پاسخ مي‌دهند، نوباوگان آنها را ترغيب مي‌کنند نزديک بماند، زيرا وقتي آنها را بلند مي‌کنند، نوازش مي‌کنند و به آرامي با آنها صحبت مي‌کنند، تسلي مي‌يابند. نوزادان در اين سن مي‌توانند صداي مادر خودشان را تشخيص دهند. اما آنها هنوز به مادر دلبسته نيستند، زيرا اهميتي نمي‌دهند که با فرد نا آشنايي به سر برند.
مرحله دلبستگي در حال انجام (6 هفتگي تا 8-6 ماهگي)
در طول اين مرحله ، نوباوگان به مراقبت کننده آشنا به صورتي پاسخ مي‌دهند که با يک غربيه فرق دارد. اما با اينکه نوباوگان مي‌توانند مادر خود را تشخيص دهند، در صورتي که از او جدا شوند، هنوز اعتراض نمي‌کنند. بنابراين ، دلبستگي در حال انجام است ، ولي هنوز ايجاد نشده است.
مرحله دلسبتگي واضح (8-6 ماهگي تا 18 ماهگي -2 سالگي)
تاکنون دلبستگي به مراقبت کننده آشنا به وضوح مشهود است. نوباوگان ، اضطراب جدايي نشان مي‌دهند، يعني وقتي که فرد بزرگسالي که به او تکيه کرده‌اند آنها را ترک مي‌کند، ناراحت مي‌شوند اضطراب جدايي بعد از 6 ماهگي در همه بچه‌ها وجود دارد و تا حدود 15 ماهگي شديد مي‌شود. نوباوگان و کودکان نوپاي بزرگتر ، غير از اعتراض کردن به ترک والد تلاش مي‌کنند تا او را نزد خود نگهدارند.

به عقيده بولبي ، کودکان در نتيجه تجربيات خود در طول اين چهار مرحله ، پيوند عاطفي با ثباتي با مراقبت کننده برقرار مي‌کنند که در غياب والدين مي‌توانند از آن به عنوان يک پاگاه امن ، استفاده کنند. اين بازنمايي دروني ، جزء مهمي از شخصيت مي‌شود که به عنوان الگوي واقعي دروني ، يا يک رشته انتظارات درباره در دسترس بودن شخصيتهاي دلبستگي و احتمال فراهم آوردن حمايت در مواقع استرس ، عمل مي‌کند. اين تصوير ذهني ، الگو يا راهنمايي براي کليه روابط صميمي در آينده مي‌شود، از کودکي و نوجواني تا دوران بزرگسالي
 

خواب کودکان 1395/01/14 - 10:55:22

خواب براي كودك همانند تغذيه لازم و ضروري است، بسياري از كودكان براي به خواب رفتن مشكل دارند و به موقع نمي خوابند، در كودكان معمولا بي خوابي اوايل شب اتفاق مي افتد و به اصطلاح به آن بي خوابي شبانه گفته مي شود.

 

احتياج به خواب در انسانها در سنين مختلف متفاوت است، به عنوان مثال به طور متوسط يك كودك دوازده ساله به نه  ساعت خواب و يك كودك چهار ساله به يازده و نيم ساعت خواب احتياج دارد، البته اين مسئله بين كودكان  با هم در يك سن فرق مي كند. 

كودكي كه شبها با آرامش و به حد كافي خوابيده ،  روز بعد به موقع از خواب بيدار مي شود   و ا گر به حد كافي نخوابد ، صبح روز بعد به علت كافي نبودن مقدار خواب بهانه گير و كج رفتار مي شود و كمتر شاد به نظر مي رسد و انرژي كمتري دارد در بچه هاي بزرگتر ، به اندازه نبودن خواب شب آنها را خسته ، كند و حساس مي كند و نمي توانند بر روي درس تمركز كنند .

 

والدين در خواباندن كودك نقش مهمي را ايفا مي كنند، حتي عده اي از كودكان تا زماني كه يكي از والدين خصوصا مادر در كنارشان نباشد به خواب فرو نمي روند. عواملي كه سبب دير به خواب رفتن در كودكان مي شود  ممكن است دلايل متعددي داشته باشد. 

                                                                                                                 

وقتي مي بينيد كودك شما در به خواب رفتن مشكل دارد بهتر است به موارد زير توجه كنيد:                                   

1ـ آيا ساعتي مشخص و منظمي براي رفتن كودك به تخت وجود دارد؟

 2ـ آيا كودك در تخت خود احساس خوبي دارد (به عنوان مثال : محيط اتاق خواب برايش مطبوع است؟ خيلي روشن يا تاريك نيست؟ زياد گرم يا سرد نيست؟ آيا تخت مرتب شده و يا تشك خوبي دارد؟ )                                                

3ـ آيا بچه هاي متعدد در يك اتاق مي خوابند و همديگر را بيدار نگه مي دارند؟    4ـ آيا كودك شما در طول روز مسائلي داشته كه فكرش را به طور مداوم مشغول مي دارد و وي را هيجان زده مي كند و باعث اخلال در خواب مي شود ؟ (مثال: هيجانات ، دعوا و در گيري ، فيلمهاي مهيج  و يا تولد بچه ديگر )       

5ـ آيا ممكن است سر و صدا زياد باشد و مانع خواب كودك شود؟

6ـ آيا مهمان آمده و كودك تمايل دارد ترجيحا بيدار بماند؟ 

7ـ آيا كودك در اتاق وقتي تنها است احساس ترس مي كند؟       

در كل دلايل متفاوتي مي تواند باعث نرفتن به موقع كودك به طرف تخت خود شود. 

 

 

واقعيت اين است كه براي خوابي راحت داشتن در شب براي كودك تنها يك روش وجود ندارد، راه حلها و توصيه هاي گوناگوني در اين زمينه وجود دارد كه چكيده اي از آنها به شرح زير است:                                                         

  • براي كودكتان زمان خواب با مشورت با خودش تعيين كنيد و وقتي به زمان خواب وي نزديك است به كودك بايد حتما فرا رسيدن زمان خواب را ياد آوري كنيد ، آنها  به برخورد قاطع شما و يك قرار ثابت براي خواب نياز دارند. 

 

       

  • سعي كنيد برو به اتاق خوابت مثل يك عمل تنبيهي به نظر نرسد و به جاي آن مي توانيد به كودك بگوييد كه لازم نيست بخوابي بلكه بايد در تخت خودت استراحت كني ، وقتي جنبه اجبار براي خواب از بين برود احساس آرامش و خواب خود به خود به وجود مي آيد .

 

 

  • تشويق كودك با صحبت و با عمل ، به اين صورت كه هر شب به وقت شناسي و در رختخواب رفتن  وي جايزه بدهيد. جايزه  مي تواند يك خوراكي ويژه قبل از خواب مثل يك ليوان شير يا خوراكي كه كودك دوست دارد باشد و يا به عنوان تشويق يك لباس خواب نو و قشنگ به او هديه بدهيد

 

 

  • مي توانيد قبل از خواب با يك عمل مطبوع مثل : قصه گفتن و يا گوش كردن به نوار قصه و يا لالايي روزش را به پايان برسانيد همين طور حمام كردن و ماساژ قبل از خواب  و يا تكان دادن كودكان كوچكتر به آرامي ، مفيد خواهد بود.               

 

  • سعي كنيد هنگام خواب ، كودك لباس خواب راحتي بپوشد و اتاق خواب كودك تهويه  خوبي داشته باشد و لحافهاي سنگين را براي  او نگذاريد. توجه كنيد كودك شما يك محل خواب مطبوع داشته باشد كه خوب به نظر برسد مثل: يك اتاق شخصي و يا تخت شخصي. 

 

  • فعاليتهاي بدني كودك مانند: بازي كردن در پارك، برنامه هاي ورزشي و ... را در طول روز افزايش دهيد. البته بايد اين بازيها تا غروب ادامه داشته باشد و بتدريج فعاليت كودك را از زمان غروب به بعد كاهش داده و به جاي بازيهاي پر تحرك ، فعاليتهايي مثل: مطالعه كردن و شنيدن قصه و يا تماشاي تلويزيون را جايگزين كرد، بايد سعي كرد قبل از خواب بازيهاي هيجان انگيز مثل: بازيهاي كامپيوتري انجام ندهند  و يا فيلمهاي هيجان انگيز نبيند.                                         

 

  • اگر كودك در شب سخت به خواب مي رود به او اجازه خوابيدن در طول روز را ندهيد.

 

                                     

  • به خاطر داشته باشيد مصرف شبانه برخي از مواد غذايي مانند : چاي و يا نوشابه ،  خواب كودك را كاهش مي دهد.
  • اگر كودك شما در اتاق خواب خودش مي ترسد خيلي مهم است كه شما ترس او را جدي بگيريد ، كودك را آرام كنيد و سعي كنيد با هم پي به علت ترس ببريد . به كودك اين فرصت را بدهيد كه در مورد مشكل احتمالي و هيجانات يا چيزهاي جالبي كه در روز برايش اتفاق افتاده با شما صحبت كند ، حتي كودك مي تواند  وقتي در تخت  خود دراز كشيد از زبان خودش داستاني براي شما بگوييد و در مورد اين داستان با او صحبت كنيد و مطمئن شويد كه تخيلات در ذهن او نماند. اين مسئله كمك مي كند كه كودك با آرامش بيشتري به خواب فرو رود.  

 

اختلالات دفعي(نگهداري مدفوع) 1394/11/10 - 11:16:39
 

مسائل دفعي كودكان يكي از مهمترين مسائل دوران كودكي و از عمده ترين نگرانيهاي احتمالي خانواده ها   به شمار مي رود. اختلالات دفعي در كودكان انواع مختلف دارد كه ما در اين مبحث به نگهداري مدفوع  و خودداري از اجابت مزاج در كودكان مي پردازيم.

اختلال در دفع مدفوع مي تواند دلايل متعددي داشته باشد:

يبوست ،

اهمال در آموزش توالت رفتن

واكنش جويي هاي كودك و مشكلات عضوي گوناگون مي تواند عوامل سبب ساز اين اختلال باشد.

اين كودكان اغلب شكمهاي باد كرده دارند و ممكن است از دردهاي شكمي نيز رنج ببرند ، اكثر اين كودكان دچار يبوست هستند و يا گاهي بدون هيچ دليل عضوي از رفتن به توالت و دفع مدفوع امتناع مي ورزند.

در كودكاني كه دچار يبوست هستند ، به علت درد ناشي از عبور و تخليه مدفوع به دليل كوچك بودن مخرج انتهايي ، كودك از توالت رفتن وحشت دارد و با جلوگيري از انجام عمل دفع ،  يبوست سخت تري را موجبمي شود. ، هنگامي كه كودك تجربه نا خوشايندي از رفتن به توالت داشته باشد ، ترس و تنفر از آن مكان   برايش به وجود مي آيد و در نهايت باعث مي شود كه مدفوع خود را نگه دارد و در كودكاني كه دچار يبوست نيستند و بدون هيچ دليل عضوي ، از توالت رفتن امتناع مي ورزند، بروز  چنين رفتاري در اين كودكان مي تواند دلايل گوناگوني داشته باشد كه از مهمترين آنها مخالفت با والدين و   مبارزه براي دستيابي و كسب قدرت و به دست آوردن توجه والدين كه از اين شرايط ناراحت مي شوند و يا گاهي اين كودكان از كثيف كردن خود در توالت مي ترسند ، زيرا در گذشته به اين علت تنبيه شده اند و در نتيجه سعي مي كنند مدفوعشان را در خود نگه دارند تا از اين طريق نظم را رعايت كرده بعضي از والدين انتظارات خيلي زياد از پاكيزگي و تطابق كودكان دارند و همچنين گاهي تعاملات غلط و منفي بين كودك و خانواده مي تواند سبب بروز اين مشكل شود.

سبب شناسي

 در بروز اين اختلال نظريات مختلفي وجود دارد كه ما به دو نظريه بزرگ كه در اين زمينه وجود دارد مي پردازيم كه اولين آن فرضيه از ديدگاه روانكاوي است كه فرويد بنيانگذار آن است .         

از نظر روانكاوان ، كودك خردسال مي تواند از اين راه پدر و مادرش را راضي نمايد و توجه آ نها را جلب نمايد و همچنين گاهي با حفظ مدفوع مي خواهد لذت جسماني ببرد و يا كودك از طريق دفع مدفوع احساس   ترس از دست دادن چيزي را دارد كه در نهايت اين گونه كودكان در بزرگسالي خويي صرفه جو و لجوج و منظم پيدا مي كنند.

  و فرضيه  دوم كه رويكرد رفتاري مي باشد ، افراد اين گروه معتقد هستند كه كودك آموزش استفاده از توالت را نياموخته و يا غلط آموخته و يا اين امر را وسيله اي براي بر انگيختن واكنش حتي منفي والدين مي داند و

همچنين ممكن است نتيجه رفتارهاي اجتنابي مانند ترس از توالت رفتن مانند درد هنگام يبوست و غيره باشد.

درمان

به طور كل در درمان اين اختلال ، مطالعات پژوهشهاي مختلف بيانگر آن هستند كه درمانهاي رفتاري وسيله مطمئني براي درمان اين اختلال به شمار مي آيند.

 در كودكاني كه دچار يبوست هستند بايد با روشهاي مختلف سعي در از بين بردن يبوست كرد ، مي توان براي از بين بردن يبوست حبوبات ، غلات و انواع سوپ و  سبزيجات و ميوه هاي تازه را در برنامه غذايي كودك افزايش داد تا يك اجابت مزاج خوب به وجود آيد ، تجارب مكرر بدون ناراحتي از دفع مي تواند به كودكي كه تجارب دردناكي را در گذشته تجربه كرده ، كمك كند.                                                                                              

و حال كودكي كه به علل اختلال عاطفي و بدون هيچ علت عضوي ، حالت قبض مدفوع دارد ، در درمان اين كودكان ابتدا مي بايستد شرح حال دقيقي از وضعيت آنها به دست آورد تا بتوان علت حبس مدفوع را مشخص   كرد و در صورت وجود تنشهاي خانوادگي و تعامل منفي والدين و كودك و يا وجود استرس و ترس آنها را از بين برد.  

 پژوهشهايي كه عمدتا از بررسي مربوط به آموزش كنترل مدفوع تشكيل مي شود قويا مبين آن است كه آموزش توام با سختگيري و تنبيه منجر به ايجاد خصومت در كودكان مي شود كه در اين مرحله بايد علل لجاجت و خصومت كودك با والدين مشخص شود تا بتوان آنها را از بين برد.

همچنين عده اي از كودكان وجود دارند كه مدفوع را جزئي از وجود خود مي دانند  كه در اين صورت بايد    والدين براي كودك بدنش را به شكل خيلي ابتدايي تشريح كنند و در مورد چگونگي به وجود آمدن و خروج  مدفوع را برايش توضيح دهند تا كودك بداند كه مدفوع جزئي از بدن او نيست و نياز به خروج دارد.

و يا كودكاني هستند كه از محيط توالت مي ترسند و به اين علت از رفتن به آنجا امتناع مي ورزند كه بايد در اين صورت ترس كودك را شناخت ، با او به توالت رفت محل قرار گرفتن ادرار و مدفوع را به او نشان داد يا اگر از صداي سيفون مي ترسد بايد به همراه او سيفون را كشيد و برايش توضيح داد كه چه عملي را انجام مي دهد و بي خطر مي باشد ، كودك را براي صحبت كردن در مورد ترسهايش تشويق كنيد ، كودك را بطور    آزمايشي بر روي توالت بنشانيد تا متوجه شود كه به درون آن نمي افتد ، يك اسباب بازي مخصوص كه كه  كودك دوست دارد در توالت بگذاريد كه كودك تشويق شود و برايش محيط مطبوعي به وجود آيد ،

يكي ديگر از عواملي كه باعث مي شود كودك از رفتن به توالت خودداري كند ممكن است به اين علت باشد كه برخي از والدين از مكان توالت براي تنبيه كودك استفاده مي كنند كه اينكار موجب نا امن شدن محل توالت   براي كودك شده و او در آنجا احساس ترس مي كند ،در نهايت والدين بايد سعي كنند به دقت  كودك خود را بشناسند تا از اين طريق  بتوانند او را درك كنند و مسائل او را حل نمايند

 

 


تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به گروه ZSA می باشد